....
میدانی چطور میشود خود را به فراموشی سپرد؟؟؟؟؟ یادم می آید ....خیلی چیزها یادم می آید.....میشود خوره....میشود زخم...میشود درد....درمان هم ندارد انگار....میشود فکرهای عجیب...ترسناک.....آه اگر میشد که اینقدر ابلهانه نخندید....!!!
میخواهم خودم را پرت کنم به آن گوشه ی دیگر دنیا امشب.!!!!!!!!
+ نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۸ ب.ظ توسط بهار
|
زندگی شاید همین لبخند های گاه و بی گاه من باشد که زود می آید و زود میرود......