تک و تنها توی این اتاق بی تو هستم....حالا بی تو اینجا در به در بارون میباره....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به من بگو آرههههه......

میام پیشت دوباره....

هه.....بی تو سردمه.....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پی اس : یادت افتادم پسرک....بگویم پسرک ناراحت میشوی آیا؟؟؟!! آیا هنوز هم صورتت همان رنگیست؟؟!!!میدانی آن روزها...آن اول ها که رفته بودی از اینجا به چی فکر میکردم؟؟؟؟؟؟؟؟ اینکه می آیی و حتما سر میزنی بهم.....حتما خودت را در جایی نشانم خواهی داد...و حتما یکبار هم که شده هم کلام میشدی با من....هه....نیامدی !!!!!!!!!!! هیچ وقت....دیدی که من هم جز همان یکبار نیامدم پیشت...!! من از تو لجباز تر بوده ام شاید...!! هه.....حالا امشب یکهو باز آمدی توی این خانه ی شیشه ای ذهنم....میدانی یک چیزی میخواهم بدانم؟؟!! اینکه دیده ای مرا در این سال ها؟!! هه....دلتنگت شده ام یکهو.....هه....هه... ...هه...هه...هه....میدانی یک چیزی یادم آمده آخر....آن دفعه ی  اولی که دیدمت..دیدی ام....هه.....من آن بالا ها بودم و تو آن پایین....یادت هست؟؟نشسته بودی  آن پایین و دستت زیر چونه ات؟!!! هه...همین یادم مانده....دیگر هم هیچ....پسرک آن جا که هستی خوب هست آیا؟؟؟!! و یک چیز دیگر ....حالت خوب هست؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!