من امروز کلا یک استرس ته دلم داشته ام از صبح از خواب بیدار شده ام...این استرس ها خیلی مزخرف هستند اصلا...من هی امروز هر نیم ساعت چشمهایم را بستم....بعد به خودم گفت اوهو پاشو خودتو جم کن بسه...بعد باز نیم ساعت بعد همین تکرار...!بعد برای خودم پشت کتاب تستم نوشتم یک چیزهایی...یک کمی آرام شدم بعد باز دوباره....!! ...یک چند دقیقه ای  گوشی موبایل را برداشتمو صدای خودم را ضبط کردمو با خودم حرف زدم....باز !!!!من هروقت صدای خودم را ضبط میکنمو بعدا گوشش میدهم فکر میکنم اینی که داشته حرف میزده یک کسه دیگری بوده..!!!صدایم را نمیشناسم بعضی وقتها بیشتر وقتهایش را!! بعد این کتاب های آبی رنگی که روی میزم جلوی دستم پهن هستو همش فقط و فقط سه تا هست دارند مرا میخورند به جای اینکه من بخورمشان....!خیلی هم کنکور مزخرف است اصلا....بعد دوست خارجکی ام از آن طرف دنیا به من ایمیل زده و گفته دخترکش که هم رشته ی من هست  و درسش تمام شده دارد میرود سر کار و این روزها مدام دارد کتاب میخواند و میگوید که هرچه در دوران تحصیلش نخوانده را میخواهد بخخواند و کیفش را ببرد....بعد من بخودم میگویم  بیااا اصلا این کتاب متاب ها را جم کن بیخیالووولنگ هایت را بنداز روی همو بشین هی این امیل را بخوان و زیرش خط بکش و کیف کن....بعد اصلا به این کتاب آبی ها هم نگاه نکن....بعد چهره ی خشمگینانه ی یک بنده خدایی می آید در ذهنم که میگوید مزخرف به من...بعد باز میگویم بگذار همین سی و هشت روز تمام شود آن وقت میدانم چه کنم با تو !!! اه اصلا آمدو قبول نشدم.....خوب فداش همین سرم هوم؟؟!! آقا نه.....من دوس دارم قبول بشوم.....اوه چه مسخره ای هستم من....!! یعنی کلا زندگی مندگی را تعطیل کرده ام ها...!! ...بعد من الان دارم هزار و فکر مزخرف هم میکنم....اینکه این حذف درسم به کجا رسید...چرا پس در سایت دانشگاه حذفش نمیکنند برایم...بعد اینکه چقدر مسخره هستند این مسایل  مالی و استرس هایش...!! اوه من مثل یک مرد خرج میکنمو مثل یک مرد قسط میدهمو....مثل یک مرد استرس میگیرتم وقتی ...!! بیخیال اینها مهم نیست....همیشه جور شده!!!.......بعد این مامان من نمیفهمد کلا که من دوس ندارم این در کوفتی اتاقم را بزا بگذارم حتی اگر از بوی مونوکسید کربن خفه شوم و بمیرم.....هی می آید در اتاقم را باز میکند و هی میگوید اینجا بوی گاز می آید و هی باز من در را میبندم و باز او.....نمایش باز و بسته شدن درهاست به مولا!!!!! اه این مجله موفقیت هم که دل خجسته ای دارد ....صفحه ی اولش نوشته با لبخند این متن را بخوانید و کوفت و زهر انار...!!چه مزخرف هم هست....!! افکار مثبت ...افکار ماورایی....!! حالا خوب هم هست خودم این مجله را خریده بودم دو سه هفته پیش ها!!!دی.

ابروهایم الان از مهم ترین دغدغه های این جانب هست....باید بروم آرایشگاه...حوصله اش نیست.....بعد دوس دارم الان بروم بنشینم جلوی آینه اصلا آرایش کنم در حد عروسی اصلا....مثل آن دفعه...!! بعد هم بروم همه ی صورتم را بشورم اصلا.....بعد هم بگیرم حسابی بخوابم....نه....خوابم نمی آید....اوه دارم فکر میکنم باز امشب حتما یک عده ای میخواهند بیایند اینجا که مثلا بگویند ما را در غم خود شریک بدانید و این ها....اصلا هم کار جالبی نیست.....چون من حوصله ی مهمان ندارم.....چون  من حوصله ی خانوم متشخص و لبخند به لب بودن را ندارم....اصلا هم حوصله ی جواب سوالات آن خانوم بسیار بسیار متشخص را که خیلی هم فصیح و بلیغ سخنوری میکند ندارم.....مدام هم دوس ندارم به من بگویند بهار جان....!! من امشب میخواهم در اتاقم بمانننننننم اصلا......!!اوه چه  انسان مسخره ای هستم نه؟!!!

پی اس : پاهایم گرفته است....خیلی هم دردش عالیست اصلا...!!!

پی اس اس : خدایا اگر نماز هایم را سر وقت مرتب بخوانم از اول قول میدهی که قبولم کنی در کنکور!!!؟؟ چه بی شعورم من!!!!خدایا من غلت غلط کرده ام گفته ام که تو را کشته اند....اوه اصلا تو هستی ......خیلی هم هستی....بعد آن روز هم که او از من پرسید به اسلامم مگر ایمان نداری و توی دلم گفتم نه داشتم شوخی میکردم ببینم جنبه ات چقدر است...بیا بیا مرا در این کنکور قبول کن آن هم جای باحال...بیا آ باری کلا!!!! حالا من بیشعور هستم؟!!!!

پی اس اس اس :  نه...

پی اس اس اس اس : میروم نسکافه میخورم اصلا.....کی ارشد حالیشه !!! ارشد یعنی کشک.....من میخواهم تحصیلات غیر آکادمیک ادامه بدهم....هه ...من بیجا کرده ام اصلا......

پی اس اس اس اس اس : این دختر ( خانوم برادر بنده) یعنی خسته نمیشود هر بار که شوهرش ( برادر بنده ) میخواهد برود ماموریت انقدر گریه میکند؟؟!!!!! یعنی خدایی ملت دل دارند این هوا!!!!!!

پی اس اس اس اس اس اس : یعنی یک خاله زنکی میشوم وقتایی که استرس دارم....یعنی بیا ببین...

پی اس اس اس اس اس اس اس :این را داشته باشید....!! من و مامانم شب ها مینشینیم پس ار باران را نگاه میکنیم....بعد برای هم تحلیلی هم میکنیم.....هی اتهامو ابهام هم میزنیم.....خدایا شفا!!!

پی اس اس ا............................اس : اگر اینجا باران که نمی آید هیچ....آفتاب مزخرف هم در می آید من چه دردی میکشم  دست از شوخی برمیداری....!!!!!!

پی.......بروم ادامه ی تحصیلات آکادمیک بدهم باشد که در این راه موفق بشوم بعد فوق لیسانسی بگیرم.....بعد  همان جا هم کلی استرس کوفت و درد و مرض داشته باشم......بروم بابا جان....بروم.....رفتم که رفتم!!!!!هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!........یعنی دلم نمیاد اصن دیگه نگاشون کنم....!!